چكيده
زمينه و هدف: ازدواج مهمترين تصميم در زندگي محسوب ميشود و حدود 95% از افراد در برههاي از زمان ازدواج ميكنند. در طول زندگي مشترك، متغيرهاي گوناگوني بر نحوة ارتباط زوجين با يكديگر تأثير ميگذارد. اين متغيرها، رضايت يا عدم رضايت زن و شوهر را از روابط زناشويي به همراه دارند. اين پژوهش با هدف تعيين ميزان رضايت از زندگي زناشويي در زنان شاغل و خانهدار و همسران آنها در شهر گناباد انجام شد.
روش تحقيق: در اين پژوهش مقطعي و توصيفي- تحليلي، نمونهگيري به صورت دو مرحلهاي انجام شد؛ در مرحله اول نمونهگيري خوشهاي متناسب با حجم و مرحله دوم آن نمونهگيري تصادفي ساده بود و در آن 25 زوج داراي همسر خانهدار و 25 زوج داراي همسر شاغل انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه حاوي مشخصات فردي و پرسشنامه رضايت از زندگي زناشويي انريچ جمعآوري شدند؛ سپس با استفاده از روشهاي آماري توصيفي و آزمونهاي t، ANOVA و رگرسيون خطي در سطح معنيداري 05/0P مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.
يافتهها: ميانگين نمره رضايتمندي در زنان شاغل و همسران آنها، 6/06/3 و در زنان خانهدار و همسران آنها 7/0 7/3 به دست آمد و اختلاف ميان آنها معنيدار نبود. بين رضايتمندي و سطوح مختلف تحصيل در دو گروه مردان و زنان نيز اختلاف معنيداري مشاهده نشد؛ اما بين سطوح درآمد و ميزان رضايتمندي از زندگي زناشويي در مردان اختلاف معنيدار بود (047/0=P). در زنان شاغل بين سن ازدواج با رضايتمندي (023/0=P) و بين سالهايي كه از ازدواج گذشته بود، با رضايتمندي (02/0=P)، ارتباط معنيداري مشاهده شد.
نتيجهگيري: بر اساس يافتههاي اين مطالعه، به نظر ميرسد بين رضايتمندي از زندگي زناشويي و وجوه مختلف آن در زنان شاغل و زنان خانهدار و همسران آنها با متغيرهاي خاص ارتباط وجود دارد.